چند هفته ایی بیشتر از بازی های جام ملت های آسیای ۲۰۰۷ و حذف ایران از مسابقات نگذشته بود که امیر قلعه نویی٬ سرمربی آن دوران تیم ملی در یک برنامه زنده تلویزیونی مقابل بیژن ذوالفقارنسب و امیر حاج رضایی٬ دو تن از کارشناسان فوتبال نشست تا پاسخگوی انتقادات پرشماری باشد که در آن روزها او و عملکردش در تیم ملی را نشانه رفته بود.
در همان ابتدای برنامه قلعه نویی اعلام کرد که تمام مسئولیت باخت و حذف تیم را شخصا بر عهده می گيرد. بحث آغاز شد و اما قلعه نویی در مقابل هر انتقادی، پاسخی می داد و به هیچ وجه زیر بار نمی رفت تا آن جا که دست آخر یکی از کارشناسان معترض شد که شما خود می گویید مسئولیت باخت را بر عهده می گیرید ولی هیچ یک از اشتباهاتتان را نمی پذیرید و درواقع شعار مسئولیت پذیری می دهید ...
در خبرها شنیدم که رئیس سازمان تربیت بدنی شخصا مسئولیت نتایج ضعیف کاروان ایران در المپیک پکن را بر عهده گرفته است و البته توضیح داده است که تمامی دست اندرکاران و روسای فدراسیون ها هر آن چه در توان داشته اند به کار بسته اند و برای موفقیت در المپیک از هیچ کوششی دریغ نکرده اند.
سوای اینکه این مسئولیت پذیری رئیس سازمان از نوع مسئولیت پذیری سرمربی سابق تیم ملی است یا نه ( که توجه به قسمت دوم اظهارات ایشان یافتن پاسخ را قدری آسان تر می کند ) همین که آقایان پذیرفته اند ایران در المپیک پکن بسیار ضعیف عمل کرده است به خودی خود ارزشمند است و جای تقدیر فراوان دارد!
من که شخصا گمان نمی کردم مسئولان سازمان زیر بار این شکست ها بروند و با خود می گفتم لابد در این مورد نیز همچون پرونده هسته ایی و وضعیت اقتصاد و معیشت مردم و غیره، از پیروزی ها سخن گفته خواهد شد و صدا و سیما هم جشنی به همین مناسبت برپا خواهد کرد و برخی نیز آن را هم ردیف پیروزی ملت ایران در جریان ملی شدن صنعت نفت خواهند دانست و حتی عده ایی پیشنهاد ثبت این رویداد در تقویم رسمی را خواهند داد!
از همین روست که معتقدم صرف پذیرش شکست، جدای پذیرش یا عدم پذیرش مسئولیت آن، اقدامی بدیع و غیرمنتظره در دولت نهم بود و به همین خاطر باید نوآوری رئیس سازمان تربیت بدنی را در این زمینه ستود و به دیگران نیز پیغام داد که: «مسئولیت پذیری پیش کش، لااقل شکست ها را بپذیرید!»




