تبليغاتX
دشت ارغوان

دشت ارغوان

وای ز دشت ارغوان ، ریخته خون هر جوان ..... چشم کسی به ماتم این همه تر نمی شود ...

چند هفته ایی بیشتر از بازی های جام ملت های آسیای ۲۰۰۷ و حذف ایران از مسابقات نگذشته بود که امیر قلعه نویی٬ سرمربی آن دوران تیم ملی در یک برنامه زنده تلویزیونی مقابل بیژن ذوالفقارنسب و امیر حاج رضایی٬ دو تن از کارشناسان فوتبال نشست تا پاسخگوی انتقادات پرشماری باشد که در آن روزها او و عملکردش در تیم ملی را نشانه رفته بود.

در همان ابتدای برنامه قلعه نویی اعلام کرد که تمام مسئولیت باخت و حذف تیم را شخصا بر عهده می گيرد. بحث آغاز شد و اما قلعه نویی در مقابل هر انتقادی، پاسخی می داد و به هیچ وجه زیر بار نمی رفت تا آن جا که دست آخر یکی از کارشناسان معترض شد که شما خود می گویید مسئولیت باخت را بر عهده می گیرید ولی هیچ یک از اشتباهاتتان را نمی پذیرید و درواقع شعار مسئولیت پذیری می دهید ...

در خبرها شنیدم که رئیس سازمان تربیت بدنی شخصا مسئولیت نتایج ضعیف کاروان ایران در المپیک پکن را بر عهده گرفته است و البته توضیح داده است که تمامی دست اندرکاران و روسای فدراسیون ها هر آن چه در توان داشته اند به کار بسته اند و برای موفقیت در المپیک از هیچ کوششی دریغ نکرده اند.

سوای اینکه این مسئولیت پذیری رئیس سازمان از نوع مسئولیت پذیری سرمربی سابق تیم ملی است یا نه ( که توجه به قسمت دوم اظهارات ایشان یافتن پاسخ را قدری آسان تر می کند ) همین که آقایان پذیرفته اند ایران در المپیک پکن بسیار ضعیف عمل کرده است به خودی خود ارزشمند است و جای تقدیر فراوان دارد!

من که شخصا گمان نمی کردم مسئولان سازمان زیر بار این شکست ها بروند و با خود می گفتم لابد در این مورد نیز همچون پرونده هسته ایی و وضعیت اقتصاد و معیشت مردم و غیره، از پیروزی ها سخن گفته خواهد شد و صدا و سیما هم جشنی به همین مناسبت برپا خواهد کرد و برخی نیز آن را هم ردیف پیروزی ملت ایران در جریان ملی شدن صنعت نفت خواهند دانست و حتی عده ایی پیشنهاد ثبت این رویداد در تقویم رسمی را خواهند داد!

از همین روست که معتقدم صرف پذیرش شکست، جدای پذیرش یا عدم پذیرش مسئولیت آن، اقدامی بدیع و غیرمنتظره در دولت نهم بود و به همین خاطر باید نوآوری رئیس سازمان تربیت بدنی را در این زمینه ستود و به دیگران نیز پیغام داد که: «مسئولیت پذیری پیش کش، لااقل شکست ها را بپذیرید!»

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 0:17  توسط پیام  | 

سلامی دوباره به ایلنا

این روزها شنیدن خبری خوش از اوضاع و احوال مملکتی حکم کیمیا دارد. به ویژه آنکه این خبر مربوط به حوزه مطبوعات و رسانه ها باشد.

شوک پایان سال وزارت ارشاد بر پیکره مطبوعات و لغو همزمان امتیاز ۹ نشریه در اواخر اسفند ۸۶ ٬ و کمی پیشتر از آن توقیف روزنامه شرق و هم میهن کافی است تا شنیدن رفع توقیف از خبرگزاری کار ایران (ایلنا) خود سوژه ایی شود برای نوشتن. 

ایلنا اکنون پس از یک سال توقیف دوباره آغاز به کار کرده و به جمع معدود خبرگزاری های غیردولتی پیوسته است و امیدوارم که چون گذشته با صلابت به راه خود ادامه دهد.

در این میان تنها نکته ایی که قدری مرا نگران می کند این است که آغاز به کار مجدد ایلنا٬ به مذاق عده ایی خوش نیاید و تنگ نظران را به صرافت موازنه منفی اندازد و بدین ترتیب٬ یک روز صبح که از خانه خارج می شویم نشریه دیگری را در حلقه توقیفیان ببینیم!

البته امیدوارم که چنین نشود و اگر هم شد٬ لااقل گریبان هفته نامه «شهروند امروز» را نگیرد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 1:8  توسط پیام  | 

در این نوشته قصد دارم به دو دلیل از دوستان عذرخواهی کنم. نخست از بابت تاخیر ایجاد شده در به روز شدن وبلاگ که دلیل آن نیز فرا رسیدن امتحانات پایان ترم بود که دیگر مجالی برای پرداختن به سایر موضوعات باقی نمی گذاشت.

اما دومین عذرخواهی از بابت چند سطر پایانی پست قبلی است. آن جا نوشته بودم که: ".... و بی شک، مسببان به وجود آمدن چنین فضایی باید در پیشگاه افکار عمومی پاسخگو باشند."

بعد که با خود فکر کردم٬ خنده ام گرفت از این واژه "پاسخگویی"! به ویژه آن که با قید "باید" نیز همراه شده بود.

آخر اگر مسببان چنین رویدادی قصد پاسخگویی داشتند که اصلا مسبب آن نمی شدند! و اصلا اگر روزی همه خود را ملزم به پاسخگویی به افکار عمومی می دیدند که دیگر ما دغدغه ایی نداشتیم و مگر هدف ما جز پاسخگو کردن حکومت است؟ مگر نه این است که نقد قدرت و پاسخگو کردن آن٬ هدف اصلی تمام جنبش های آزادی خواهانه و عدالت جویانه بوده است؟!

حال نمی دانم که حس و حال روزهای انتخابات ما را گرفته بود و یا برای لحظاتی خواسته ایم مکنونات قلبی خویش را ادا کنیم!

به هر تقدیر٬ بر خود لازم دیدم که به این نکته اشاره ایی کنم و خوشحالم از اینکه پیش از آن که تذکری داده شود٬ خود متوجه اشتباه خویش گشتم و در صدد اصلاح بر آمدم !

به امید روزی که همه ما خود را مسئول اعمالمان بدانیم و پاسخگوی کرده هایمان باشیم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 17:47  توسط پیام  | 

مجلس هشتم: اقلیت تاثیر گذار، اکثریت شکننده

با برگزاری دور دوم انتخابات مجلس هشتم، تکلیف 81 کرسی باقی مانده از 290 کرسی پارلمان نیز مشخص گردید و سر انجام صندلی های سبز رنگ بهارستان صاحبان چهار ساله خود را باز شناختند.

مجلسی که به زعم سران بسیاری از گروه های اصلاح طلب، تکلیف 160 کرسی آن پیش از برگزاری انتخابات، به واسطه مهندسی از پیش طراحی شده آن و به دستان پر توان رد صلاحیت ها مشخص گشته بود. با این وجود، نگاهی دوباره به نتایج انتخابات و آرایش احتمالی نیروهای راه یافته به مجلس، حاوی نکات مهمی است که نمی توان از آن ها به سادگی گذشت.

اگر چه اصلاح طلبان در تهران و به دلیل سطح پایین مشارکت شهروندان، تنها توانستند یک نامزد خود را راهی بهارستان کنند، لیکن نگاهی به نتایج انتخابات در سایر شهر ها و حوزه های انتخابیه، امیدواری اصلاح طلبان را به فراکسیون اقلیت مجلس هشتم بیش از پیش کرده است.

http://barayefarda.org/notes/notes/578.php               

http://yaghish.ir/triboon.php?id=14160               


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 22:23  توسط پیام  | 

خیلی ممنون، آقای وزیر!

دیشب مصاحبه تلویزیون با وزیر کشور در خصوص انتخابات را تماشا می کردم. پورمحمدی در پاسخ به سوال مجری برنامه در مورد اینکه تعداد کاندیداهای جناح های سیاسی در مجلس چقدر است، اعلام کرد که تاکنون در حدود هفتاد درصد نمایندگان از طیف موسوم به اصولگرا و سی درصد آن ها از طیف موسوم به "اصلاح طلب" و کاندیدا های مستقل هستند.

کاری ندارم به اینکه اصلا آیا صحیح است کسی که متولی اصلی برگزاری انتخابات است و باید بی طرفی خود را حفظ کند، این چنین سخن بگوید و به قول رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان سخنگوی جریان اصولگرا باشد یا خیر. چه آنکه از این اقدام بدیع ایشان به اندازه کافی گفته اند و شنیده ایم. از این هم بگذریم که اصلا پیش از برگزاری انتخابات و با توجه به گستردگی رد صلاحیت ها و برگزاری انتخاباتی غیر رقابتی و مهندسی شده در اکثر حوزه ها، عملا پیروزی اصولگرایان در هفتاد درصد کرسی ها واضح و قابل پیش بینی بود و حادثه دور از انتظار و خارق العاده ایی رخ نداده است.

نکته ایی که در این سخنان نظر مرا جلب کرد و به گمانم نمی توان آن را نادیده گرفت، عبارتی بود که وزیر محترم کشور از آن بهره گرفت و آن خطاب کردن "اصلاح طلبان" با عنوان "اصلاح طلب" بود!

مدت هاست که اساسا وجود جریانی تحت عنوان "اصلاح طلب" از سوی صدا و سیما به کلی نادیده گرفته می شود و بخش خبری بیست و سی هم که سمپاد روشنفکری رسانه ایی است! هنگام تخریب اصلاح طلبان، این جناح را جناح "دوم خردادی" معرفی می کند. به طور کلی تمام رسانه های جناح حاکم ( که به جرات می توان گفت 95 درصد فضای رسانه ایی کشور را در اختیار دارند ) هنگام انتشار اخبار اردوگاه اصلاح طلبان، هرگز از واژه اصلاح طلب استفاده نمی کنند و حس انحصار طلبی آنان به هیچ وجه این عنوان را بر نمی تابد و بجای آن سعی در ترویج عنوان دوم خردادی دارند.

نمی دانم که این واژه اصلاح طلبی، کدام حس اینان را جریحه دار می کند؟ حس اصلاح طلبی شان یا حس اصولگرایی شان را؟ که آنان خود را یگانه اصلاح طلبان و یگانه اصولگرایان کشور می دانند !

این نتیجه گیری اخیر را نخستین بار در یکی از سخنرانی های ولی الله شجاع پوریان ( نماینده اصلاح طلب مجلس هفتم و کاندیدای رد صلاحیت شده مجلس هشتم ) دریافتم. یکی از پرسش کنندگان سوالی پرسید در مورد وجه تسمیه اصلاح طلبان و اینکه مگر ما اصلاح طلب نیستیم که شما فقط خود را اصلاح طلب می دانید؟ دکتر شجاع پوریان هم البته قاطعانه پاسخ داد که : مگر ما به اصول پایبند نیستیم که شما فقط خود را اصولگرا می دانید ؟! آن جا بود که فهمیدم اقتدارگرایان چقدر به واژه "اصلاح طلبی" حساس اند و آن را نیز فقط برای خود می خواهند و در انحصار خود می دانند و تازه آن جا دلیل این همه اصرار رسانه های جناح حاکم بر لفظ "دوم خردادی" را درک کردم.

رسانه ملی طی هفته های اخیر آن قدر روی این موضوع تاکید کرد که اعتراض سران اصلاحات را نیز برانگیخت و چندی پیش عبدالله ناصری، سخنگوی ائتلاف اصلاح طلبان در نامه ایی به رئیس سازمان صدا و سیما ضمن اعتراض به این روند و سایر موارد مشابه، آن را جانبداری آشکار صدا و سیما از یک جناح خاص در کشور معرفی کرد.

در یک چنین فضایی است که عنوان شدن نام "اصلاح طلبی" از رسانه ملی و از زبان یک مقام رسمی، خود اعترافی است به "اصلاح طلب" بودن "اصلاح طلبان" که تا همین چند روز پیش تنها "دوم خردادی ها" بودند و به احتمال فراوان در آینده نیز همان "دوم خردادی ها" خواهند بود.

از همین روست که باید گفت : خیلی ممنون که گفتید "اصلاح طلب"، آقای وزیر !
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 17:20  توسط پیام  | 


دولت محترم در یک اقدام جسورانه و انقلابی مقصر اصلی رد صلاحیت های گسترده را خود اصلاح طلبان معرفی کرده است !

نظر به اینکه ثبت نام اصلاح طلبان در انتخابات نخستین اقدام غیرقانونی آن ها نبوده و قبلا نیز در موارد متعددی چون سردی ناگهانی هوا٬ قطع گاز صادراتی ترکمنستان به ایران٬ تورم٬ گرانی مسکن و غیره به شدت مقصر بوده اند٬ بر آن شدیم تا ما نیز برخی دیگر از جنایات اصلاح طلبان را که تاکنون مرتکب شده اند و احیانا تا حدودی هم از دیده ها مغفول مانده٬ در جهت هر چه بیشتر تنویر شدن افکار عمومی افشا کنیم :

- کمک به نیرو های متفقین در جریان جنگ جهانی دوم و تسهیل اشغال ایران توسط آنان.

- فشار بر فتحعلیشاه قاجار جهت موافقت با معاهدات گلستان و ترکمنچای.

- طراحی و اجرای پروژه ننگین تخریب لایه ازن.

- طراحی و اجرای سه خوان از هفت خوان رستم و نیز همکاری با شغاد٬ برادر رستم در ماجرای قتل وی.

- همکاری با مهاجمان فضایی در فیلم "جنگ دنیاها" ساخته استیون اسپیلبرگ از طریق اسلحه رسانی و افشای اسناد محرمانه.

- و بالاخره ایفای نقش در جریان انقراض نسل دایناسورها و آغاز عصر یخبندان !!

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 2:8  توسط پیام  | 

نقد یک 20:30 !!

وقتی که چند سال پیش بخش خبری 20:30 آغاز به کار کرد، تعجب بسیاری را بر انگیخت. خیلی ها از این سنت شکنی غیر معمول صدا و سیما حیرت زده شدند و با دیده شک و تردید به آن نگریستند. هر چند می شد با قدری خوش بینی نیز به قضیه نگاه کرد و گفت که شاید رسانه ملی سیاست تک صدایی خود را کنار گذاشته و تصمیم گرفته در برنامه های خود، سهمی هر چند ناچیز را به بیان دیدگاه های اکثریت خاموش جامعه اختصاص دهد.

دوربین های صدا و سیما با چهره بسیاری از افراد که مدت ها ممنوع التصویر ! بودند آشتی کرد و همین ها بود که باعث شد 20:30 در میان سایر بخش های خبری به گونه ای « سوال برانگیز » متفاوت جلوه کند. اما یافتن پاسخ این سوالات زیاد طول نکشید. گذشت زمان، ماموریت ویژه 20:30 را آشکار کرد. مشخص شد که این برنامه نیز چون سایر برنامه های رسانه به اصطلاح ملی تاکتیکی است برای تخریب جریان اصلاحات و اصلاح طلبان و ایجاد تفرقه در میان آنان. اما این بار با چهره ای آراسته تر و زبانی چرب و نرم تر و قدری هم خودمانی تر بودن با بیننده !

بیست و سی البته برای خود روش های جالبی هم دارد. برای نمونه، سخنی ناگفته را از جانب یکی از شخصیت های اصلاح طلب به میل خود ساخته و پرداخته می کند و آن گاه آن را میان سایر نیروهای اصلاح طلب طرح می کند و با استفاده از ترفندهای خبرنگاری، پاسخ گزینش شده ایشان را چنان پخش می کند که گویی در مقابل سخنان اول موضع گرفته اند !

از موارد اخیری که می توان به آن اشاره کرد، خبر روز شنبه (22/10/86) این بخش خبری بود. وی در ابتدا مدعی شد که سید مصطفی تاج زاده، از اعضای حزب مشارکت، به هنگام ثبت نام در انتخابات مجلس هشتم درخواست کرده تا ناظران بین المللی بر سلامت انتخابات پیش رو نظارت کنند. سپس اظهارات موسوی لاری رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را مبنی بر اینکه ما هیچ نیازی به نظارت ناظران بین المللی نداریم پخش کرده و سعی می کند به این نتیجه برسد که برخی اصلاح طلبان با برخی دیگر مشکل دارند. اما نکته جالب مسئله این است که مصطفی تاج زاده طی جوابیه ای اعلام کرده که وی هرگز چنین درخواستی نکرده است ! وی تنها گفته که ناظران طوری عمل کنند که هیچ کس به فکر نظارت سازمان های بین المللی نیفتد. حال 20:30 چگونه از این سخنان چنان برداشتی کرده است خود جای سوال دارد !

البته اقداماتی از این دست از سوی 20:30 نه پر شمار که بی شمار است.

حتما شما هم با نزدیک شدن به موسم هر انتخاباتی واژه هایی چون « بد اخلاقی های انتخاباتی » را زیاد شنیده اید. شاید هم از خود پرسیده باشید که منظور از این بداخلاقی ها چیست. اتفاقا این پرسش برای من هم مطرح است. اگر خبردار شدید، حتما مرا هم در جریان بگذارید !!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 18:9  توسط پیام  | 

اسامی نامزد های اصلاح طلب مجلس هشتم در شهر تبریز

سایت بهارستان هشتم ارگان رسمی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان‌‌‌‌٬ لیست کاندیداهای اصلاح طلب شهر تبریز را که اقدام به نام نویسی در انتخابات مجلس هشتم کرده اند منتشر کرد. به گزارش این سایت اسامی کاندیداها به شرح زیر است :

 دکتر بهشتی ( دکتری اقتصاد و استاد دانشگاه و عضو سابق شورای شهر ) ، دکتر رضایت پرویزی ( عضو انجمن اسلامی جامعه پزشکی و فوق تخصص جراحی قلب ) ، مهندس علی اکبر زاده ( نماینده اصلاحات طلب دوره ششم ) ، دکتر لواسانی ( عضو سابق شورای شهر ) ، هادی غفاری ، اسد محمودی ( از فعالان سیاسی اصلاح طلب ) ، مجید جابری ( فعال ملی مذهبی ) ، دکتر میرزا کوچکی ( عضو انجمن اسلامی جامعه پزشکی ) ، دکتر اسلامی ( رئیس حزب اعتماد ملی آذربایجان شرقی ) ، فریده حقیقی ( فعال اصلاح طلب ) ، خام سوینا اندیش (فعال اصلاح طلب) ، اکبر اعلمی ( نماینده ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی ) ، مهندس کهنمایی ( فعال سیاسی اصلاح طلب ) ، دکتر مسعود پزشکیان ( وزیر بهداشت دولت خاتمی )، میر ابولفضل ثابتی ( فرماندار و مدیر کل امور اجتماعی در دولت خاتمی ) ، مهندس صفر شاسفند ( عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت آذربایجان شرقی و معاون مجتمع پتروشیمی تبریز) ، رضا عبادی ( فرماندار تبریز در دولت خاتمی ) ، انتظار قرا ملکی ( عضو سابق شورای شهر تبریز)

این سایت همچنین آیت الله سید محسن موسوی تبریزی را به عنوان نامزد اصلاح طلبان در انتخابات میان دوره ای مجلس خبرگان معرفی کرده است.

از غائبان بزرگ انتخابات مجلس هشتم در تبریز نیز می توان به دکتر جبارزاده نماینده مجالس ششم و هفتم و دکتر کریم عابدی رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان اشاره کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 17:6  توسط پیام  | 

آب رفته به جوی باز می آید ؟!

عصر که به خانه برمی گشتم، مسیرم را طوری انتخاب کردم که سری هم به دکه روزنامه فروشی بزنم. معمولا در پیشخوان دکه، قبل از همه به دنبال روزنامه اعتماد می گردم. این دفعه هم طبق عادت همیشگی ....

اما این بار از خواندن خبر صفحه اول آن خشکم زد ! خبر تنها چند کلمه بود : « بشیریه از ایران رفت. » دقیق تر شدم : « برای تدریس در ایالت نیویورک آمریکا : بشیریه از ایران رفت. » لحظاتی به عکس او خیره شدم. با آن نگاه متفکرانه همیشگی که گویی از پشت عینک نسبتا ضخیمش باریک بین تر و نکته سنج تر نیز شده است !

وقتی که دو سال پیش بشیریه برای استفاده از فرصت مطالعاتی خود به آمریکا رفت، کمتر کسی فکر می کرد که او دوباره به دانشگاه تهران بازگردد. اما خودش می گفت به همین آب و خاک و صندلی های کهنه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران تعلق دارد و هرگز از ایران نخواهد رفت. همچنان که به رغم دعوتنامه های متعدد از دانشگاه های معتبر اروپا و آمریکا، در عمل هم آن را نشان داد.

اما وقتی پس از بازگشت به بهانه غیبت غیرموجه از دانشگاه اخراج شد دیگر طاقت نیاورد. حق هم داشت. فکر بلند پرواز او، تاب تحمل دیوارهای خانه را نداشت. البته او کماکان امیدوار به بازگشت است. چه آنکه پیش از ترک ایران گفته به محض اینکه اجازه تدریس در خاک وطن را بیابم، به ایران باز خواهم گشت.

حسین بشیریه در سال 1332 در شهر همدان زاده شد. لیسانس علوم سیاسی را از دانشگاه تهران دریافت کرد. در سال 1979 دوره فوق لیسانس رفتارشناسی سیاسی را در دانشگاه اسکس انگلستان پشت سر نهاد و در سال 1982 دکترای تئوری سیاسی را از دانشگاه لیورپول گرفت. او در اوایل دهه هفتاد به ایران بازگشت و به تدریس در دانشکده های علوم سیاسی دانشگاه ها پرداخت.

عده ای او را بنیان گذار و نظریه پرداز اصلاحات در ایران دانسته اند. البته این ادعا چندان هم بی راه نیست. به طوری که بسیاری از رهبران اصلاحات چون تئوریسین اصلاحات، سعید حجاریان، از شاگردان ممتاز دکتر بشیریه بوده اند.

بشیریه از پرکارترین افراد در زمینه نگارش و ترجمه کتاب نیز به شمار می رود. کتاب هایی که می توان نقش آن ها را در شکل گیری جریانات فکری رهبری کننده اصلاحات به وضوح مشاهده کرد.

و امروز، تنها چند ماه بعد از بازگشت بشیریه به ایران، او به اجبار خاک ایران را ترک می گوید تا آن نگاه های نافذ، دیگر نه نصیب دانشجویان ایرانی که سهم دانشجویان دانشگاه سیراکیوز ایالت نیویورک آمریکا باشد ...

 

برخی از تالیفات و ترجمه های دکتر حسین بشیریه به قرار زیراند :

1- The state and revolution in iran. St. Martin’s press, New York, 1984

2- انقلاب و بسيج سياسي, انتشارات دانشگاه تهران, چاپ اول 1372

3- دولت عقل: ده گفتار در فلسفه و جامعه شناسي سيا, نشر علوم نوين, 1374

 

4- جامعه شناسي سياسي: نقش نيروهاي اجتماعي در زندگي سياسي, نشر ني,چاپ اول 1374

 

5- تاريخ انديشه هاي سياسي در قرن بيستم: جلد اول: انديشه هاي ماركسيستي, نشر ني, چاپ اول 1376

 

6- جامعه شناسي تجدد, انتشارات نقد و نظر, 1378

 

7- دولت و جامعه مدني: گفتمان هاي جامعه شناسي سياسي, انتشارات نقد و نظر, 1378

 

8- تاريخ انديشه هاي سياسي در قرن بيستم, جلد دوم: ليبراليسم و محافظه كاري, نشر ني, چاپ اول 1378

 

9- جامعه مدني و توسعه سياسي در ايران: گفتارهايي در جامعه شناسي سياسي, نشر علوم نوين, 1378

 

10- سيري در نظريه هاي جديد در علوم سياسي, نشر علوم نوين, 1378

 

11- نظريه هاي فرهنگ در قرن بيستم, نشر آينده پويان, 1379

 

12- موانع توسعه سياسي در ايران, نشر گام نو, 1380

 

13- درسهاي دموكراسي براي همه, نشر نگاه معاصر, 1380

 

14- آموزش دانش سياسي, نشر نگاه معاصر, 1380

 

15- ديباچه اي بر جامعه شناسي سياسي ايران: دوره جمهوري اسلامي , نگاه معاصر, 1381

ترجمه:

 

16- شرح و نقدي بر فلسفه اجتماعي و سياسي هگل, نوشته جان پلامناتز, نشر ني, چاپ اول 1367

 

17- ريشه هاي اجتماعي ديكتاتوري و دموكراسي, نوشته برينگتون مور, مركز نشر دانشگاهي, 1369

 

18- ريشه هاي اجتماعي ديكتاتوري و دموكراسي, نوشته برينگتون مور‌,  مركز نشر دانشگاهي, 1369

 

19- نظريه هاي دولت, نوشته اندرو وينسنت,  نشر ني, چاپ اول 1371

 

20- يورگن هابرماس: نقد در حوزه عمومي, نوشته رابرت هولاب, نشر ني, چاپ اول 1375

 

21- هابز, نوشته ريچارد تاك, طرح نو, 1376

 

22- ميشل فوكو: فراسوي ساختگرايي و هرمنيوتيك, نوشته دريفوس و رابينو, نشر ني, چاپ اول 1376

 

23- لوياتان, نوشته توماس هابز, نشر ني, 1380

24- جريان هاي بزرگ در انديشه غرب, نوشته وان بومر‌, انتشارات باز, 1380

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 2:49  توسط پیام  | 

دهمین گنگره جبهه مشارکت ایران اسلامی

چهارم آبان ماه، مجتمع فرهنگی امیرالمومنین واقع در خیابان مرزداران – که چندی پیش گنگره مجاهدین انقلاب را میزبانی کرد – شاهد برگزاری دهمین گنگره جبهه مشارکت ایران اسلامی بود. سالن همایشات مسجد امیرالمومنین، چند صباحی هست که به آخرین پایگاه گروه های منتقد و اصلاح طلب برای برگزاری مناسبات و همایشات خود تبدیل شده است. مشارکت نیز از این قاعده مستثنی نبود و بعد از آن که با محدودیت ها و کار شکنی های فراوان در تعیین محل کنگره رو به رو شد، به ناچار تصمیم به برگزاری آن در این مکان گرفت.

من نیز به عنوان عضو ناظر شاخه دانشجویی منطقه آذربایجان شرقی در این مراسم حاضر بودم. تجربه جالبی بود و فکر می کنم به سفر یک روزه اش می ارزید.

افتتاحیه مراسم، با ورود سید محمد خاتمی که در محاصره عکاسان و خبرنگاران بود حال و هوای دیگری پیدا کرد. حاضرین برای مدتی طولانی با دست زدن های ممتد از رئیس جمهور پیشین کشورشان استقبال کردند. البته این چیزی بود که یکبار دیگر هم تکرار شد و آن زمانی بود که سعید حجاریان - که با وجود کمک دو نفر نیز به سختی قدم بر می داشت - وارد سالن شد.

البته محمد خاتمی تنها میهمان ویژه این مراسم نبود. جمعی از وزرا و نمایندگان پیشین مجلس و نیز برخی دیگر از فعالین سیاسی از دیگر میهمانان کنگره بودند. موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات، مصطفی معین نامزد اصلاح طلبان پیشرو در انتخابات ریاست جمهوری نهم، بهزاد نبوی، سلامتی، محسن آرمین و هاشم آقاجری از سازمان مجاهدین، آقایی و عطریانفر از کارگزاران، ابراهیم یزدی، عبدالله نوری، آیت الله توسلی، محمد علی ابطحی، محسن کدیور، معصومه ابتکار و سفرای آلمان، سوریه و لبنان از دیگر میهمانان ویژه کنگره بودند. خانواده هادی قابل عزیز نیز که در آن دوران در بازداشت به سر می برد ( وخوشبختانه چندی پیش آزاد شد ) از دیگر حاضرین در مراسم بودند. البته تصویری از هادی قابل نیز درست در پشت تریبون قرار داشت تا هر لحظه فقدان او در جمع حاضر احساس شود.

بخش عمده افتتاحیه به سخنرانی دکتر میردامادی، دبیر کل جبهه مشارکت گذشت.

اما فاصله یک ساعته بین افتتاحیه و بخش بعد، جالبترین و پر حاشیه ترین قسمت کنگره دست کم برای من بود. به هر سو که نگاه می کردی جمعی از بزرگان و فعالین سیاسی را می دیدی که به گپ و گفت با همدیگر می پردازند. بازار عکاسان و خبر نگاران نیز گرم بود که لحظه ای را برای مصاحبه از دست نمی دادند. در بین خبرنگاران چند خبرنگار شبکه های خارجی نیز به چشم می خورد.

در بین حاضرین، شخصیت بهزاد نبوی و محمدعلی ابطحی بیش از دیگران برایم جالب بود. هر دو خیلی گرم و صمیمی بودند و ساده و خودمانی. بخصوص بهزاد نبوی که با این که سنی گذرانده، همچنان فعال و پر نشاط می نمود.

با رفتن میهمانان، کنگره نیز حالت رسمی تری به خود گرفت. خانم دکتر الهه کولایی از طرف کنگره به عنوان رئیس جلسه انتخاب شد. واقعا توان مدیریتی ایشان برایم غیر منتظره بود.

بعد از انتخاب اعضای پنج نفره هیئت رئیسه، دکتر میردامادی و مسئولین سایر کمیته ها به ارائه گزارش عملکرد خود در طول سال گذشته پرداختند.

اما انتخابات مجلس هشتم، مهم ترین محور سخنرانی سخنرانان بعد از صرف ناهار بود. دکتر صفدر حسینی با گزارشی مبسوط نحوه شکل گیری ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حول محوریت آقای خاتمی را شرح دادند و بعد هم مهندس شمس به نحوه حضور مشارکت در ائتلاف که همان همکاری کامل و همه جانبه با ستاد ائتلاف است، پرداختند.

طرحی نیز با امضای بیست تن از اعضا تقدیم هیئت ریئسه شد که شورای مرکزی را موظف می کرد انتخابات ریاست جمهوری دهم را از هم اینک در دستور کار خود قرار دهد که با مخالفت علی مزروعی همراه شد. هرچند که این طرح با تذکر محمد رضا خاتمی در دستور کار قرار گرفت، ولی دست آخر با اختلاف یک رای تصویب نشد.

بعد از این، جلسه پرسش و پاسخ و تریبون آزادی هم برگزار شد که سخنرانان به مسائل مختلفی از جمله نحوه ائتلاف با حزب اعتماد ملی، سهمیه 30 درصدی زنان و ... پرداختند.

اروجعلی محمدی فرماندار سابق تبریز نیز از جمله افرادی بود که پشت تریبون آزاد قرار گرفت. مثل همیشه صریح و بی پرده و البته با چاشنی طنز سخن می گفت. ایشان چه در بین اعضای شورای مرکزی ( که خود نیز عضو آن است ) و چه در بین سایرین و از جمله خود من، از محبوبیت بالایی برخوردارند. شوخ هستند و البته استاد سخنوری و کلا چهره ای محبوب و کاریزماتیک در بین نیروهای اصلاح طلب اند. تاکید ایشان بیشتر روی بالابردن هزینه های حاکمیت در صورت رد صلاحیت های گسترده بود. به عبارتی ایشان معتقد بودند که باید همه نیروها و شخصیت های اصلاح طلب، بدون واهمه از رد صلاحیت ها پا به عرصه انتخابات گذارند تا بدین ترتیب، حتی در صورت رد صلاحیت، ضمن بالا بردن هزینه این اقدام برای حاکمیت، راه تایید صلاحیت جمعی دیگر از همفکران را هموارتر کنند.

مجبور بودم که کمی زود تر کنگره را ترک کنم. صبح شنبه کلاس داشتم و نمی خواستم آن را از دست بدهم.

بدین ترتیب دهمین گنگره حزب مشارکت نیز به پایان رسید تا بار دیگر اصلاح طلبان به ابراز نگرانی های خود در مورد سلامت انتخابات بپردازند و بر ضرورت برگزاری انتخاباتی آزاد، سالم و رقابتی تاکید کنند. حال این خواست تا چه حد محقق شود، بستگی به دوراندیشی و مصلحت نگری ناظران و مجریان انتخابات دارد.

در پایان تعدادی عکس را نیز که خود از مراسم تهیه کرده ام و به نظرم جالب تر بودند تقدیم می کنم.

 

congress

بهزاد نبوی٬ عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب

congress

محمد رضا خاتمی٬ دبیر کل سابق حزب مشارکت

congress

محمد علی ابطحی

congress


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 19:45  توسط پیام  | 

چرا دشت ارغوان ؟!!

به نام پروردگار آزادی٬ که آدمی را آزاد آفرید و آن را مایه تمییز اش از سایر مخلوقات قرار داد ...

وقتی تصمیم به راه اندازی یک وبلاگ گرفتم٬ گمان نمی کردم که انتخاب نامی برای آن٬ تا این حد دشوار باشد ( یا لااقل برای من دشوار است که در این موارد وسواس نامتعارفی به خرج می دهم ). فهرستی از نام های مرتبط ( و گاهی نامرتبط ) با موضوع وبلاگ ردیف کردم و در این بین٬ دست به دامن کتاب های شعر شعرای معاصر نیز شدم تا شاید٬ انتخابم بار ادبی نیز داشته باشد. گفتنی است علاقه زیادی به شعر و ادبیات و ... دارم و نمی خواستم وبلاگم از این موضوع بی بهره باشد. البته٬ در بین شعرای معاصر٬ اشعار حمید مصدق را بیشتر می پسندم و از همین حیث وقتی نام «دشت ارغوان» را در میان فهرست گزیده اشعار او دیدم٬ نظرم را به خود جلب کرد و سایر اسامی را در ذهنم کم رنگ و کم رنگ تر کرد.

البته شاید در ابتدای امر٬ دشت ارغوان بیشتر عنوانی ادبی بنماید و چندان مناسب موضوعات سیاسی و اجتماعی نباشد. این همان چیزی بود که دوستان به آن خرده می گرفتند و شاید دلیل نگارش این سطور نیز همین است. تا هم بهانه ای باشد برای نخستین مطلب وبلاگ و به اصطلاح سر مقاله آن و هم پاسخی باشد به این پرسش. فکر می کنم که خواندن شعر «دشت ارغوان» خود دلیل این انتخاب و پافشاری بر آن را روشن سازد :

دشت ارغوان

آه چه شام تیره ای٬ از چه سحر نمی شود

دیو سیاه شب چرا جای دگر نمی شود

سقف سیاه آسمان سوده شده ست از اختران

ماه چه٬ ماه آهنی٬ این که قمر نمی شود

وای ز دشت ارغوان٬ ریخته خون هر جوان

چشم یکی به ماتم این همه تر نمی شود

مادر داغدار من٬ طعنه تهنیت شنو

بهر تو طعن و تسلیت٬ گر چه پسر نمی شود

کودک بی نوای من٬ گریه مکن برای من

گر چه کسی به جای من٬ بر تو پدر نمی شود

باغ ز گل تهی شده٬ بلبل زار را بگو :

« از چه ز بانک زاغ ها٬ گوش تو کر نمی شود »

ای تو بهار و باغ من٬ چشم من و چراغ من

( بی همگان به سر شود٬ بی تو به سر نمی شود )

 *****

البته این شعر در دوران قبل از انقلاب سروده شده و شاید طرح آن برای روزگار ما٬ قدری مبالغه آمیز باشد. ولی به هر حال٬ درون مایه اجتماعی آن٬ همان چیزی بود که من می خواستم. البته همانطور که  گفتم٬ علاقه من به شعر معاصر و سروده های دیگر حمید مصدق٬ به همراه عاملی دیگر٬ مزید بر علت شدند و اینگونه بود که نام وبلاگ شد «دشت ارغوان».

حال با این تفاصیل٬ نظر شما در مورد این انتخاب چیست؟!!
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 0:25  توسط پیام  |